بازطراحی قیف فروش مریدین بهعنوان یک سیستم قابل اندازهگیری، از اولین کلیک تا امضای قرارداد.
زمینهی پروژه
مریدین یک ارائهدهندهی خدمات سازمانی است که در سالهای اخیر ورودی سرنخ خوبی از کانالهای مختلف داشت، اما بخش زیادی از سرنخها بعد از تماس اولیه در ادامهی مذاکره از بین میرفت.
مسئله چه بود؟
«قیف فروش وجود داشت، اما تعریفشده و قابل اندازهگیری نبود.»
مراحل قیف روشن نبود، صلاحیتسنجی سرنخ به تجربهی شخصی هر کارشناس فروش وابسته بود، و CRM بیشتر برای ثبت اطلاعات استفاده میشد تا هدایت گفتوگو. نتیجه: نرخ تبدیل ناپایدار و غیرقابل پیشبینی.
آنچه پیدا کردیم
- 01نبود تعریف مشترک از سرنخ واجد شرایطهر کارشناس فروش تعریف خودش را داشت و اولویتها متفاوت بود.
- 02لندینگهای عمومیهمهی کانالها به یک صفحهی عمومی میرسیدند، بدون تنظیم پیام برای هر بازار.
- 03CRM بدون منطق مرحلهایقیف در CRM بهشکل واقعی وضعیت مذاکره را منعکس نمیکرد.
- 04پیگیری وابسته به حافظهپیگیریها بر اساس یادآوری فردی کارشناسان انجام میشد.
راهحل از چه منطقی ساخته شد؟
آنچه طراحی و ساخته شد
قیف فروش جدید
مراحل تعریفشده از بازدید تا امضا با شرط عبور مشخص در هر مرحله.
لندینگهای تخصصی
چند صفحهی هدف بر اساس صنعت مخاطب، با پیام و فرم اختصاصی.
CRM و اتوماسیون پیگیری
پیکربندی CRM، تعریف تسکهای خودکار و یادآوریهای پیگیری.
نتیجهی پروژه
- قیف فروش برای اولین بار بهصورت قابل اندازهگیری در گزارشهای هفتگی دیده میشود.
- کیفیت گفتوگوی فروش با ورود سرنخهای واجد شرایط، بهطور محسوس بهبود یافت.
- پیگیریها از حالت شخصی خارج و به یک فرآیند تیمی تبدیل شدند.
آنچه از این پروژه آموختیم
- 01
مشکل فروش، اغلب مشکل تعریف است، نه مشکل تلاش.
- 02
بدون تعریف مشترک از سرنخ واجد شرایط، هر بهینهسازی قیف، تخمینی است.
خدمات ماه که در این پروژه به کار رفت.
پروژههای مرتبط
همهی نمونهکارهاگروه صنعتی اطلس
سایت قدیمی نه معماری روشنی داشت، نه مسیر مشخصی برای درخواست پیشفاکتور. تیم فروش، منبع سرنخ قابل اتکایی از وب نداشت.
روشن مارکت
ترافیک ارگانیک راکد و وابستگی کامل به تبلیغات پولی.
کلینیک نیما
هویت پراکنده در نقاط تماس مختلف و نبود زبان بصری منسجم.
ببینیم فروش کجای قیف از دست میرود.
قیف فعلی را با هم مرور کنیم و نقاط نشتی و فرصتهای تبدیل را روشن کنیم.