بازتعریف هویت بصری کلینیک نیما بهعنوان یک سیستم قابل توسعه، نه یک لوگو.
زمینهی پروژه
کلینیک نیما در چند شعبه فعالیت میکند و طی سالها، هویت بصری در نقاط تماس مختلف بهصورت پراکنده رشد کرده بود؛ از تابلوی سردر تا کارت ویزیت پزشک و صفحهی اینستاگرام، هر جا زبان بصری متفاوتی دیده میشد.
مسئله چه بود؟
«برند در ذهن مخاطب یک تصویر واحد نمیساخت.»
پراکندگی بصری باعث کاهش حس اعتماد در نقاط تماس اولیه میشد و توسعهی مواد ارتباطی جدید، هر بار نیازمند تصمیمهای سلیقهای بود.
آنچه پیدا کردیم
- 01نبود سیستم رنگپالت رنگی در کاربردهای مختلف متفاوت بود.
- 02لوگو بدون قواعد کاربرداندازه، فاصله و کاربردهای مجاز تعریف نشده بود.
- 03تایپوگرافی متغیردر هر نقطهی تماس، فونت متفاوتی استفاده میشد.
- 04نبود الگوی نقاط تماسکارت ویزیت، تابلو، فرم و شبکههای اجتماعی الگوی مشترکی نداشتند.
راهحل از چه منطقی ساخته شد؟
آنچه طراحی و ساخته شد
سیستم هویت
تعریف لوگو، رنگ، تایپوگرافی و شبکهی طراحی.
کاربرد در نقاط تماس
الگوی کارت ویزیت، تابلو، فرم پذیرش و شبکههای اجتماعی.
نتیجهی پروژه
- زبان بصری واحد در همهی نقاط تماس اجرا شد.
- توسعهی مواد ارتباطی جدید بر اساس راهنمای برند، بدون تصمیم سلیقهای انجام میشود.
- کلینیک ابزار روشنی برای گسترش شعبههای جدید در اختیار دارد.
خدمات ماه که در این پروژه به کار رفت.
پروژههای مرتبط
همهی نمونهکارهاگروه صنعتی اطلس
سایت قدیمی نه معماری روشنی داشت، نه مسیر مشخصی برای درخواست پیشفاکتور. تیم فروش، منبع سرنخ قابل اتکایی از وب نداشت.
روشن مارکت
ترافیک ارگانیک راکد و وابستگی کامل به تبلیغات پولی.
مریدین B2B
سرنخهای ورودی زیاد، اما نرخ تبدیل پایین در مذاکرهی فروش.
برند شما در نقاط تماس یک تصویر میسازد؟
از یک مرور روی نقاط تماس فعلی شروع میکنیم تا مسیر ساخت سیستم برند روشن شود.